پارت دوم :

نیم ساعت دیگر به جاده رسید. هوا کاملا روشن شده بود. حدس می‌زد نزدیک هفت باشد. چخه چخه‌ای رو به چاچا کرد تا مسیر را برگردد. سگ دمی تکان داد و چند قدم از او فاصله گرفت. اما دوباره رو به او برگشت و منتظر ماند. انگار هنوز احساس مسئولیت می‌کرد و منتظر بود او را با خود به خانه برگرداند.

با احترام، به اطلاع شما می‌رسانیم که این رمان به پایان رسیده است و بنا به درخواست نویسنده، به منظور چاپ یا ویرایش، از دسترس خارج شده است و دیگر امکان مطالعه ی آن وجود ندارد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • آیدا

    2

    من تازه شروع کردم امیدوارم وسط خوندنم پاک نشه😂😭

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    ❤️❤️😅با سرعت بالاتر بخونید عزیزم.

    ۳ ماه پیش
  • ابرا

    0

    سلام من تازه رمان باز کردم چقدر قشنگه ولی دیدم گفتن که رمان برداشته میشه یعنی سکه ای میشه یا کلا برداشته میشه ؟

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    سلام عزیزم. رمان بطور کامل حذف میشه فردا❤️❤️

    ۳ ماه پیش
  • leia

    5

    وابیی عاشق قلمتون شدم... داستان جذابی داره🫣❤️ 🔥🤌🏻

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    ❤️❤️

    ۶ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    4

    سلام..بنظر رمان خیلی خوبی میاد..موفق باشید..چقد مادر میتونه بخاطر سالم موندن بچه ش سختی بکشه 🥲🥲🥲🥲

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    عزیزید. ❤️❤️

    ۷ ماه پیش
  • محیا

    0

    عالیه خوشحالم که دوباره یه رمان از شما پیدا کردم ومیخونم خیلی گشتم تا به این رمان رسیدم وخیلی خوبه که به ترکی مینویسین گفتگو هارو❤❤❤

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    قربون محبتت محیا جان.

    ۱۰ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    امیدوارم این رمان مث رمان قبل بترکونه ،هرجا اسمتونو ببینم بدون شک رمان رو انتخاب میکنم💖💖

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    قربون محبتتون❤️❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • هستی

    0

    قلمت زیباست وادم جذب خواندنش میکند👏👏

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا

    0

    تا اینجا که خوب بوده تازه شروع کردم

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    💋💋🥰

    ۱۲ ماه پیش
  • مائده

    0

    خوبه خوشم اومد خودمم ترکم

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    خوش بشینه به نگاهتون.❤️❤️

    ۱۲ ماه پیش
  • Hadis

    0

    بعد از رمان زیبای تو نشانم بده راه منتظر یه شاهکار دیگه بودم که بخونم و لذت ببرم الان یهو اسمتون رو دیدم بین رمانای جدید خیلی خوشحال شدم میدونم که عالی مینویسین و این از شروع داستان هم مشخصه... خداقوت ❤️

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    از پیام دلگرم کننده‌تون خیلی ممنونم.‌خوشحالم که دوباره همراه من هستید.🌺🌺🌺

    ۱ سال پیش
  • سپیده

    0

    اول کتاب هستم فعلا ک خوبه

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🥰❤️

    ۱ سال پیش
  • ?

    0

    😘👌👏🙏💝💜💋😍🥰🤩❤️💙

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🙏🏻❤️

    ۱ سال پیش
  • سودا

    0

    مثله همیشه عالی

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    زنده باشید🥰

    ۱ سال پیش
  • چون چ چسبیده ب را

    0

    خیلی افتضاح

    ۱ سال پیش
  • کیمیا

    0

    عالییییییییییییییی

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    عالی وجود گلتونه.❤️🥰

    ۱ سال پیش
کپی شد!